![]() |
![]() |
|
|
گفتم به دل سلامي از جان به دوست دادن
گفتا خوشـــــا جوابي از لعل او شـــــنيدن گفتم گذر زكويش ما را ســـــــعادت آرد گفتا كرم زايــــشان خواهد به ما رســـــيدن گفتم ستم فراوان از هر طرف بيــــــامد گفتا كه درد وغمها بايـد بـــسي كشــــــيدن گفتم زهجرجانان از درد وغــم خميدم گفتا عجب صــــــفايي بايد كه آرمـــــيدن گفتم شود زماني چشمم كنم ســــرايش گفتا نما دعـــــايي خواهد به او رســــيدن گفتم كه عـــشق يارم لبريز كرده جــانم گفتا زنور ايشـــــــان ما را چو آفريـــــدن گفتم فــــداي نازت نازم به تو عـــزيزم گفتا برتر زجــــانست نازي زاو خـــــريدن گفتم به انتظارم من جــان نثــــار يارم گفتازاو اشـــــــارت ازما به سردويــــــدن گفتم كه در نهايت شايد كند نگاهـــــي گفتا خوشست آن دم از اين قفس پريــــدن گفتم كه روي ماهش يك لحظه گرببينم گفتا چوخوشگوارست آن لحظه پركــشيدن گفتم قـــسم به مولا از درگهــــش مرانم گفتا نشين به راهش رخســار او بديـــــدن |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم / همه تن چشم شدم خيره بدنبال تو گشتم / شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم / شدم آن عاشق ديوانه که بودم / يادم آمد که شبي با هم از آن کوچه گذشتيم / پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم / ساعتي بر لب آن جوي نشستيم / تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت / من همه محو تماشاي نگاهت / يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر کن / لحظه اي چند بر اين آب نظر کن / تا فراموش کني ، چندي از اين شهر سفر کن / با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم / سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم / يادم آمد که دگر از تو جوابي نشنيدم / پاي در دامن اندوه کشيدم / نگسستم نرميدم / رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم / نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم / نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم / بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم !!؟؟
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
عشق یک جوشش کور است
و پیوندی از سر نابینایی، دوست داشتن پیوندی خودآگاه واز روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است، عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند، |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند بردند به ميزان عمل سنجيدند بيش از همه کس گناه ما بود ولي آن را به محبت علي بخشيدند عيدتان مبارک ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
عید قربان , پر شکوهترین و زیباترین جلوه تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک باد .
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
خدايا کفر نميگويم، چه ميخواهي تو از جانم؟!
خداوندا! به زير پاي نامردان بياندازي
خداوندا! تنت بر سايهي ديوار بگشايي عمارتهاي مرمرين بيني
خداوندا! خداوندا تو مسئولي.
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
بگذار شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید هر چند معنی جز رنج و پریشانی نباشد. اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
آه چه حالتی دارد! نه به وصف میآید و نه به فهم! دوست داشتن چه قدرتی دارد، در خویشاوندی و صمیمیت راستین چه نیروی معجزه گر خدایی نهفته است. چه لذتی است اینجا در "خود را نادیده گرفتن " در "خود را لقمه لقمه کردن" و به دهان دوست دادن که بجود و بجود و بجود و طعم و عصارهاش را بمکد و تفالهاش را بر خاک بریزد و این خود بهترین زندگی کردن است! و اینها و اینگونه نعمتها را همه از او دارم! من کی با این حالات آشنا بودم؟ کودک را، پدرش، مادرش میزند و او به گریه میافتد و از درد فریاد میکشد، اما چه میکند؟ با چهره برافروخته و چشمانی سرخ و گونههای خیس از اشک، خود را به دامن مادرش یا پدرش، همان که آزارش داده است میافکند.(دکتر علی شریعتی) |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
این عکسارو تقدیم میکنم به کسایی که به وبلاگم سر میزنن و مخصوصا به اهدایی های عزیزم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
این عکسارو تقدیم میکنم به کسایی که به وبلاگم سر میزنن و مخصوصا به اهدایی های عزیزم. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
اینگونه از زندگی لذت ببرید
فرصت زندگی را غنیمت شمارید ، پیش از آنکه مرگ آن را از شما برباید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
مقابل دریا که می رسم فقط برای چشمهایت دعا میکنم اما تو هرگز مستجاب نمی شوی ببار٬ ببار که باز باورت کنم اهل همین کوچه پس کوچه های بارانی راستی قرارمان همان ساعت "نمی دانم" ساعت لجوجی که هیچ عقربه ای روی شانه هایش به خواب نمی رود تو ٬ همیشه فرصت کوتاه منی برای شعر تا می آیم زمزمه ات کنم ٬ زود تمام می شوی میدانم سالهاست ساعت قرارمان یک دقیقه به هیچ است و من همیشه فقط یک دقیقه دیر می رسم |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
دليل آفرينش انسان عشق بود وخدا انسان را عاشق افريد چون عاشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عاشق شود پس بايد قدر ايننعمت الهي (قدرت عشق) را دانست
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
ای فرزند آدم !
من تو را آفریده ام .از حال درون تو با خبرم . اسرار تو را می دانم وبر ملا نمی کنم. تنها کسی هستم که مطمئنی به تو خیانت نمی ورزم . سر چشمه و منبع همه ی عشق ها ومحبت ها منم. تو را برای خودم درست کرده و پرداخته ام . به من روی آور و با من انس بگیر. از دیگران بگریز و در بیاویز. تو مال منی ، نه از آن دیگران ، اگر یک قدم به سوی من بیایی ، ده قدم به سوی تو خواهم برداشت. ای فرزند آدم ! در شگفتم چگونه تو با مردم انس می گیری وبه دیگران دل می بندی در حالی که می دانی تنها خواهی مرد ومی دانی تنها در قبر خواهی خفت وتنها در پیشگاه من خواهی ایستاد وتنها حساب پس خواهی داد . آیا اندیشیده ای چقدر تنها خواهی بود ؟ ساعتی؟ روزی؟ سالی؟ چند هزار سال؟ چند میلیون سال؟ با خودت فکر کن وبیندیش هر قدر که قرار است پس از مرگ با من تنها باشی ، در دنیا با من انس بگیر . اگر لحظه ای ، لحظه ای و اگر همیشه ، همیشه نویسنده:دلتنگ |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
بنده ی من ، من خدایم سوز دل را ساز کن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد
تو يک بار فرصت داري از وجودت تنديس بسازي پس از ضربه هاي تيشه خسته نشو ....
هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران اگر نميتواني شاه راه باشي، کوره راه باش.... اگر نميتواني خورشيد باشي، ستاره باش.... با بردن و باختن، اندازه ات نميگيرند... هر آنچه که هستي بهترين باش.... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
دو چيز را هيچ گاه فراموش نکن :
مرگ را و خدا را . دو چيز را هميشه فراموش کن : به کسي خوبي کردي کسي به تو بدي کرد . پند لقمان حکيم به فرزندش |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
جلوی رویم نشسته و با آرامش چای خود را مزمزه می کند و می خورد. لبخند عجیبی صورتش را پر کرده است، در حالی که وقتی تلفن زد و گفت می خواهم بیایم پیش تو، صدایش از شدت اندوه، از ته چاه درمی آمد. در فاصله ای که منتظر او بودم، داشتم فکر می کردم برای آدم صبور، فهمیده و آگاهی مثل او چه می شود کرد که دیگر اندوهگین نباشد؛ اما هیچ چیز به نظرم نرسید. او همیشه خودش حلال مشکل همه بود و هرگز عادت نداشت برای چیزهای پیش پا افتاده ای که دیگران گرفتارش بودند، غصه بخورد. عادت هم نداشت با کسی درددل کند. گاهی به شوخی می گفت: «خیلی که دلم بگیره، هزار دفعه می گم دل قوی دار سحر نزدیک است.» دیدم تنها کاری که می توانم بکنم این است که در همان فنجان آشنای او، چای بریزم و بی آن که سؤالی بپرسم، بگذارم که مثل همیشه، خودش جواب سؤالش را پیدا کند. وقتی دیدمش، واقعاً از این که می دیدم غباراندوه، چشم های درشت و نافذش را پوشانده، دلم گرفت. اما به خودم قول داده بودم که چیزی نپرسم. برای همین گذاشتم که برود و روی زمین، آن کنجی که همیشه می نشست، بنشیند و پاهایش را دراز کند و چایی را که در فنجان آشنایش ریخته بودم، مزمزه کند و حالا می دیدم که لبخندی روی چهره اش نشسته. خیالم راحت شده بود که راه حل را پیدا کرده است. بالاخره به حرف آمد و گفت: «نمی خوای بپرسی چی شد که حالم خوب شد » گفتم: «چه فرقی می کنه مهم اینه که حالت خوبه.» لبخندی زد و گفت: «یک روز پائیزی که زیر بارون عین موش آب کشیده شده بودم، سرزده اومدم خونه ات و تو توی همین فنجون به من چایی دادی و من همین جایی نشستم که امروز نشستم. یادم هست اون چایی اون قدر به من چسبید که سرما از تنم رفت بیرون. تو هیچ حرفی هم نزدی، هیچ کاری هم نکردی، ولی هر وقت اومدم از زور خستگی و ناامیدی از پا بیفتم، یاد چایی گرم اون روز تو حالمو خوب کرد. می بینی خاطره خوش برای همدیگه درست کردن خیلی هم سخت نیست.»
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
و اما عشق عشق چیست؟عشق کلید ادامه ی حیات است.منشا زیبایی هاست .عشق زیباست همچون خدا عشق معنای ادامه دادن است.عشق دریای بی کران محبت است وهیچ موجودی نیست که عاشق نباشد. عشق حلقه ی اتصال است .حلقه ای که همه چیز را به هم متصل می سازد عشق ماهی به آبی دریا,عشق مادر به اشکهای کودکش,عشق کشاورز به خوشه های طلایی گندم, که گر عشق نبود تمام اجزای کاینات گسسته بود وگسستگی کلید نابودی است. عشق خونی است که در شریان حیات جاریست.عشق اکسیر حیات است . عشق لازمه حیات است و همه کس و همه چیز عاشقند.مادر تا عشق مادری نداشته باشد چگونه فرزند را از وجودش سیراب کند.معلم گر عاشق نباشد چگونه مسیر زندگی را به دانش آموز خود بیاموزد.ودانش آموز تا عاشق علم نباشد چگونه می تواند معنای E=mc2را درک کند. به قول سهراب :وعشق تنها عشق تورا به گرمی سیب می کند مانوس اینجاست که می فهمی گر جریان عشق در شریان حیات نبود دنیا با پوچی برابر بود. و اما عشق عشق چیست؟عشق کلید ادامه ی حیات است.منشا زیبایی هاست .عشق زیباست همچون خدا عشق معنای ادامه دادن است.عشق دریای بی کران محبت است وهیچ موجودی نیست که عاشق نباشد. عشق حلقه ی اتصال است .حلقه ای که همه چیز را به هم متصل می سازد عشق ماهی به آبی دریا,عشق مادر به اشکهای کودکش,عشق کشاورز به خوشه های طلایی گندم, که گر عشق نبود تمام اجزای کاینات گسسته بود وگسستگی کلید نابودی است. عشق خونی است که در شریان حیات جاریست.عشق اکسیر حیات است . عشق لازمه حیات است و همه کس و همه چیز عاشقند.مادر تا عشق مادری نداشته باشد چگونه فرزند را از وجودش سیراب کند.معلم گر عاشق نباشد چگونه مسیر زندگی را به دانش آموز خود بیاموزد.ودانش آموز تا عاشق علم نباشد چگونه می تواند معنای E=mc2را درک کند. به قول سهراب :وعشق تنها عشق تورا به گرمی سیب می کند مانوس اینجاست که می فهمی گر جریان عشق در شریان حیات نبود دنیا با پوچی برابر بود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد اشک من رنگ شفق يافت ز بيمهري يار طالع بيشفقت بين که در اين کار چه کرد برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقيا جام ميام ده که نگارنده غيب نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد اين دايره مينايي کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
از این که رو انداختی، دلت گرفت ؟ از اینکه جوابتو ندادن، ناراحتی؟
دست رد به سینت زدن ؟ چشماتو ببند . یکی سکوت کرده برات و داره بهت گوش میده .... یا مسبب الاسباب میگه بنده قشنگ من ، بنده شیرین من ، جایی که من بودم، رفتی در دیگه ای رو زدی ! یا مسبب الاسباب اونی که از دل محال، برات ارزوهاتو براورده میکنه منم اونی که از جایی که فکرشو نمیکنی برات کاراتو درست میکنه منم تو واسه خواستت کجا رفتی و پیش کیا رو انداختی. فکر کردی چون چهار تا گناه کردی دیگه نگاهت نمیکنم ؟؟؟ یا مسبب الاسباب فکر نکردی اونی که به وجود من شک داره و نه ! اصلا اعتقادی به من نداره ، دارم براش روزی میفرستم.تو که جای خودتو داری. برگرد... برگرد پیش خودم ، بگو و ازم بخواه ، بخواه تا کارتو درست کنم. نگو خودت میدونی ، نگو از همه چی خبر داری دوست دارم از زبون خودت بشنوم و بهش افتخار میکنم ! که بنده من برگشته و از من ، خدای خودش چیزی خواسته. اونوقت که میبینی از جایی که فکرشو نمیکنی اسبابشو فراهم میکنم. یا مسبب الاسباب یا مسبب الاسباب یا مسبب الاسباب....... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
سازنده ترین کلمه "گذشت" است...آن را تمرین کن. پر معنی ترین کلمه "ما" است...آن را به کار ببند. عمیق ترین کلمه "عشق" است...به آن ارج بنه. بی رحم ترین کلمه "تنفر" است...از بین ببرش. سرکش ترین کلمه "هوس" است...با آن بازی نکن. خود خواهانه ترین کلمه "من" است از آن حذر کن. ناپایدار ترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر. بازدارنده ترین کلمه "ترس" است...با آن مقابله کن. با نشاط ترین کلمه "کار" است...به آن بپرداز. پوچ ترین کلمه "طمع" است...آن را بکش. قشنگ ترین کلمه "صبر" است...برای داشتنش دعا کن. روشن ترین کلمه "امید" است...به آن امیدوار باش. ضعیف ترین کلمه "حسرت" است...آن را نخور. توانا ترین کلمه "دانش" است...آن را فرا بگیر. محکم ترین کلمه "پشتکار" است...آن را داشته باش. سمی ترین کلمه "غرور" است...بشکنش.سست ترین کلمه "شانس" است...به آن امید نداشته باش. بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است...مراقب آن باش. دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است...از آن سوء استفاده نکن. زیباترین کلمه "راستی" است...با آن رو راست باش. زشت ترین کلمه "دورویی" است...یک رنگ باش. ویرانگر ترین کلمه "تمسخر" است...دوست داری با تو چنین کنند؟ موقر ترین کلمه "احترام" است...برایش احترام قائل شو. آرام ترین کلمه "آرامش" است...به آن برس. عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است...حواست را جمع کن. دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است...اجازه نده مانع پیشرفتت شود. سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است...وجود ندارد. مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است...مواظب پل های پشت سرت باش. تاریک ترین کلمه "نادانی" است...آن را با نور علم روشن کن. کشنده ترین کلمه "اظطراب" است...آن را نادیده بگیر.صبورترین کلمه "انتظار" است...منتظرش باش. بی ارزش ترین "انتقام" است...بگذار و بگذر...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط دلشکسته |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|